تبلیغات
 
پایگاه توحید* معاد *نبوت*قران

در بحث خداشناسى مسلم شده که خداوند جسم نیست و دیده نمى شود و به کار بردن هر گونه کلماتى که بوى جسمیت و عوارض جسم بدهد درباره خدا صحیح نیست ،با این حال در روایات اسلامى چنین آمده است که: "خداوند زیباست و زیبایى را دوست دارد" از مفاد این جمله چنین استفاده مى شود که خداوند به وسیله چشم دیده مى شود، زیرا زیبایى از جمله اوصافى است که با چشم مشاهده مى شود و نیز در روایات آمده: "کسى که در این دنیا براى بى نیازى از مردم و نیکى به دیگران در طلب روزى روان باشد، روز قیامت در حالى خدا را ملاقات خواهد کرد که چهره اش مانند ماه شب چهارده مى درخشد" کلمه "ملاقات" در این حدیث نیز جسم بودن خدا را مى رساند.

جواب: در آیات قرآن مجید و كلمات پیشوایان بزرگ دین، گاهى تعبیراتى درباره خداوند دیده مى شود كه در بدو نظر، انسان تصوّر مى كند با این حقیقت مسلّم كه «خداوند از جسمیّت و عوارض جسم بودن بكلّى منزّه است و هرگز دیده نمى شود» منافات دارد، مانند «دست خدا بالاى همه دستهاست» و «خداوند بینا و شنواست» و «خداوند كارهاى شما را مى بیند» و در تاریخ و عقاید اسلامى، به جمعیّتى برخورد مى كنیم كه نها را «مجسّمه» مى نامند و همان طور كه از اسم آنها پیداست، به جسمیّت خدا عقیده داشتند. علّت پیدایش این عقیده نیز چیزى جز مطالعه سطحى در آیات و روایات فوق نبود.

ولى با توجّه به یات و احادیث فراوانى كه صریحاً هرگونه عوارض جسم و خواص و آثار آن را از خداوند نفى مى كند و ذات مقدّس او را ذات بى مثال و غیر قابل تصوّرى معرّفى مى نماید، روشن مى شود كه منظور از یات و روایات دسته اوّل، نچه در بدو امر به نظر مى رسد نبوده است، بلكه منظور یك نوع تشبیه و مجاز است.

توضیح این كه: مى دانیم كه الفاظ و كلمات براى رفع احتیاجات روزانه وضع شده اند و بر محور موضوعاتى كه مربوط به زندگى روزمرّه است دور مى زند، از طرفى حقایقى كه مربوط به مبدأ و معاد و خداوند و صفات اوست، ناچار باید با همین الفاظ بیان شود، لذا چاره اى جز این نیست كه این الفاظ را كه مربوط به همین امور مادّى است، گرفته و با مناسبات و تشبیهاتى در معانى جدیدى كه در خور عالم ماوراى طبیعت است به كار بریم، مثلا وقتى مى خواهیم بگوییم خداوند از تمام گفتگوها و صداها با خبر است، چاره اى نداریم جز این كه بگوییم خداوند هر سخنى را مى شنود، در این جا منظور از «كلمه شنیدن» شنیدن با گوش نیست، بلكه با خبر بودن از تمام سخنان است، همچنین در مورد دیدن و امثال آن، منظور همان «نتیجه» دیدن و مانند آن است.

منظور از ملاقات خداوند در جهان دیگر، ملاقات و دیدار خداوند نیست بلكه مشاهده آثار حكومت و قدرت و عدالت او (یعنى مزد و پاداش و مجازات و كیفر كارها) است كه همه نشانه هاى وجود او و آثار صفات او مى باشد و ملاقات اینها به منزله ملاقات خداوند شمرده شده است

بنابر این اگر گفته شود خداوند «زیبا» است، منظور زیبایى جسمى نیست بلكه منظور كمال واقعى است؛ زیرا خداوند وجودى است كه تمام كمالاتى را كه به تصوّر ما بیاید یا نیاید داراست، البتّه چنین وجودى زیباست. همچنین منظور از ملاقات خداوند در جهان دیگر، ملاقات و دیدار خداوند نیست بلكه مشاهده آثار حكومت و قدرت و عدالت او (یعنى مزد و پاداش و مجازات و كیفر كارها) است كه همه نشانه هاى وجود او و آثار صفات او مى باشد و ملاقات اینها به منزله ملاقات خداوند شمرده شده است، حتّى از امیرمؤمنان(علیه السلام) نقل شده است كه مى فرمود: «ما رَاَیْتُ شَیْئاً اِلاّ وَ رَاَیْتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ؛ چیزى را مشاهده نكردم مگر این كه خداوند را پیش از آن و پس از آن و همراه آن مشاهده نمودم» مقصود این است كه آثار علم و قدرت خدا را با دیدن تمام اشیا مشاهده كرده ام.

 

پی نوشت: اعتقاد ما، آیت الله مکارم شیرازی

بخش اعتقادات شیعه تبیان


منبع: مرکز اطلاع رسانی ل البیت





طبقه بندی: مقالات،  کتابخانه،  خدا شناسی ( توحید )، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 بهمن 1393 توسط رحمان نجفی