تبلیغات
 
پایگاه توحید* معاد *نبوت*قران

اول خدا بعدا شما!

کافر

كافران كسانی هستند كه ایمانی به خداوند، الوهیت و ربوبیت وی ندارند. از این رو خداوند را منكر بوده و او را نمی پرستند و برای او در جهان هستی نقش و تاثیری قایل نیستند. آنان هستی را بر اساس تصادف می دانند و هدفمندی و فلسفه آفرینش را منكر می شوند.


در كنار اینان افرادی یافت می شوند كه ما از آنان به نام مشركان ظاهری یاد می كنیم. آنها كسانی هستند كه برای هستی، آفریدگار و پروردگاری قائل می شوند ولی برای آفریدگاری وی شریكی قایل هستند و یا برای پروردگاری دیگران نقش و تاثیری قایل می شوند. از این رو برای مشركان، امور و اشخاص دیگری نیز به عنوان معبود مطرح می شود و برای جهان، افزون بر خداوندگار آفریدگار جهان، پروردگار و یا پروردگارهای دیگر نیز قائل می شوند.

برخی از مشركان، فرشتگان را شریك خداوند در الوهیت وی می شمارند و او را همتای او می دانند. (انبیاء آیات 26 و 29) برخی دیگر نیز، به جای فرشتگان، بتانی را معبود خود دانسته و آن را می پرستند و عبادت می كنند. (انعام آیه19 و آیات بسیار دیگر)

برخی از مشركان چون فرعون و درباریان وی قایل به خدایگان متعددی برای هستی بوده و به پرستش و ستایش آنها مشغول هستند كه برخی از مسیحیان منحرف و گمراه از این جمله گروه های مشرك به شمار می آیند. (نساء آیه171 و مائده آیه73) خداوند در آیاتی چند شرك ورزی مسیحیان را مورد نقد و نكوهش قرار می دهد؛ زیرا آنان حضرت مسیح(علیه السلام) و حتی حضرت مریم(سلام الله علیها) را شریك خداوند در الوهیت می شمارند و به پرستش و عبادت ایشان می پردازند. از جمله این آیات می توان به آیات 75 و 116سوره مائده و نیز 171 سوره نساء اشاره كرد.

از نظر قرآن هر گونه شرك در الوهیت و ربوبیت با توحید در تناقض و تضاد است و نمی توان توحید و یگانه پرستی را با شرك جمع كرد. از این رو آیات بسیاری از قرآن به نقد ربوبیت انبیاء، ربوبیت ستارگان ماه و خورشید، ربوبیت بتان و دیگر اشیای هستی می پردازد و آن را مخالف جدی توحید و ایمان بر می شمارد و ناسازگاری آن را با توحید بیان می كند. (آل عمران آیات79 و 80)

بارها شده است كه مومنی از مشكلات زندگی و گرفتاری های خود می نالد. ریشه این سختی زندگی را می بایست در شرك خفی وی جست؛ زیرا این شرك است كه اجازه نمی دهد تا توسل و توكل واقعی به خداوند یابد امور زندگی خویش را به خداوند تفویض كند. در حالی كه مومن واقعی همه امور زندگی خویش را به خداوند تفویض می كند و از او برای زندگی اش خیر می خواهد و خود را فقیر خیر او برمی شمارد

شرك افعالی مومنان

اهل ایمان و توحید با آن كه در حوزه هایی چون الوهیت و ربوبیت و عبادت از شرك رسته اند ولی بسیاری از آنان گرفتار شرك خفی و نهانی هستند كه در حوزه افعال اتفاق می افتد. به این معنا كه آنان حتی اگر توحید راستین را در الوهیت و ربوبیت و عبادت پذیرفته باشند و تنها برای خداوند آفریدگاری و الوهیت و پروردگاری را قایل شوند و تنها او را سزاوار ستایش و پرستش بدانند، با این همه در امری لنگ می زنند و برای خداوند شریك قایل می شوند.

از نظر قرآن، ریشه این شرك را همانند دیگر گونه ها و اقسام شرك می بایست در بینش و نگرش نادرست مردم جستجو كرد، زیرا شناخت انسان و نگرش وی به هستی است كه رفتار و كردارهای او را مدیریت می كند.

مرد

امام صادق(علیه السلام) در تصویر این گونه از شرك ها كه بسیاری از مومنان بدان گرفتارند در روایتی می فرماید: هرگاه شخصی بگوید اگر فلانی نبود هلاك می شدم یا بر سر من چنین و چنان می آمد، چنین شخصی گرفتار شرك است. (تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 476، ح 235)

بارها از مردم شنیده اید كه می گویند: اول خدا بعدا شما! این چنین تعابیری نه تنها شرك خفی و نهان است بلكه شرك جلی و آشكاری است كه می بایست از آن پرهیز كرد؛ زیرا همه چیز از آن خداست و خداوند مالك مطلق است. بنابر این همواره اول و آخر خداست.

از نظر قرآن، ریشه این شرك را همانند دیگر گونه ها و اقسام شرك می بایست در بینش و نگرش نادرست مردم جستجو كرد، زیرا شناخت انسان و نگرش وی به هستی است كه رفتار و كردارهای او را مدیریت می كند. هر اندازه شناخت آدمی به واقعیت ها و حقایق هستی ناتمام و ناقص باشد، این كاستی به همان اندازه در رفتار و كردارهایش بروز و ظهور می كند

اصولاً مشكل اساسی مردم این است كه خداوند را در جایگاه توحید محض و كامل ننشانده اند و تصویری كه از خداوند ارائه می دهند، خداوندی دست بسته است كه تنها به كلیات توجه دارد و به جزئیات نمی پردازد. در حالی كه خداوند همه امور هستی را در اختیار دارد و توانایی و قدرت آن را نیز دارد كه مشیت و اراده خود را به اثبات رساند. بر این اساس، هر كسی روزی و قسمت خود را می خورد كه خداوند برای او مشخص و مقدر كرده است.

 

آثار و پیامدهای شرك خفی

شرك خفی آثار و پیامدهای زیانباری برای مومنان به دنبال دارد. مسئله مهم این است كه مومنانی كه دچار شرك خفی هستند و به توحید محض نگرویده اند، دچار مشكلاتی می شوند كه نمی توانند علت آن را جست و جو كنند.

برخی از رفتارهای استكباری كه از برخی مومنان دیده می شود ریشه در همین شرك خفی آنان دارد؛ زیرا شرك، آفات و آسیب هایی را به دنبال دارد كه از جمله آن ها استكبار ورزی است كه در آیاتی از جمله 35 و 36 سوره صافات به آن توجه داده شده است.

مشكل اساسی مردم این است كه خداوند را در جایگاه توحید محض و كامل ننشانده اند و تصویری كه از خداوند ارائه می دهند، خداوندی دست بسته است كه تنها به كلیات توجه دارد و به جزئیات نمی پردازد. در حالی كه خداوند همه امور هستی را در اختیار دارد و توانایی و قدرت آن را نیز دارد كه مشیت و اراده خود را به اثبات رساند. بر این اساس، هر كسی روزی و قسمت خود را می خورد كه خداوند برای او مشخص و مقدر كرده است

مهم ترین آثاری كه برای شرك از جمله شرك خفی می توان بیان كرد، اضطراب و تشویشی است كه مشرك و یا مومن مشرك به آن گرفتار می آید. اصولا هر گونه شركی موجب می شود كه آدمی از حالت تعادل و آرامش و اطمینان خارج شود و گرفتار اضطراب و تشویش گردد. كسانی كه ربوبیت مطلق الهی را در عمل نپذیرفته اند، همواره دل نگران وضعیت و موقعیت خود هستند. از این رو نسبت به آن چه از دست داده اندوهگین و غمگین هستند و نسبت به آینده خود ترس دارند كه برخی از نعمت ها را از دست دهند و یا نتوانند به برخی از نعمت ها برسند. چنین حالتی پیامد طبیعی شرك است كه خداوند در آیه 151 سوره آل عمران به آن توجه داده است.

 

فراوری: وکیلی    

بخش اعتقادات شیعه تبیان


منبع: روزنامه كیهان، شماره 19761؛ مقاله نویسنده: علی محمدخانی





طبقه بندی: مقالات،  کتابخانه،  خدا شناسی ( توحید )، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 1 فروردین 1394 توسط رحمان نجفی